محمد ابراهيم سبزوارى

71

شرح گلشن راز ( فارسى )

طهارت كردن از وى هم چهار است * اول پاكى است از احداث و انجاس دوم از معصيت ، از شرّ وسواس * سوم پاكى از اخلاق ذميمه است كه با وى آدمى همچون بهيمه است * چهارم پاكى سرّ است از غير كه آنجا منتهى مىگرددش « 1 » سير » چگونه فلك نباشد و حال آنكه فلك در قوّه‌ى خياليّه‌ى او متصوّر و موجود است . و معلوم است كه اشيا بحقايقها در ذهن مىآيند نه باشباحها ، « 2 » چه ، مشهور است فى ما بين العلماء العظام كه « 3 » : « شيئيت شىء به صورت است نه به ماده » . از اينجا است كه حكما در تعريف حكمت نظرى فرموده‌اند : « صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينى فى صورته « 4 » و فعليته لا فى مادته و ظلمته » . اين بود بيان دارا بودن انسان كامل تمام را . و از مراتب قوّه‌ى عقل عملى ، سه قسم آنكه تخليه و تحليه و تجليه باشد ، از مضمون اشعار بيرون آمد و قسم ديگر كه فنا باشد باقى ماند . بدان كه فنا سه قسم است : اول فناى در افعال « 5 » است كه به زبان ، بلكه از عين جان بگويى كلمه‌ى جليله‌ى علّيه‌ى « لا حول و لا قوة الا باللّه العلىّ العظيم » را « 6 » ؛ و ايضا : « أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ » را « 7 » . يعنى هر چه از نيك و بد مشاهده مىنمايى ، مربوط به قضاى سابق و قدر لاحق

--> ( 1 ) . شا : مىكردش ( 2 ) . پا : اشباهها ( 3 ) . شا : ( مشهور . . . كه ) را ندارد . ( 4 ) . پا : صورة ( 5 ) . شا : افعال آن ( 6 ) . پا : ( را ) را ندارد ( 7 ) . شا : ( را ) را ندارد .